تبليغاتX
به یاد اون همه خاطره

به یاد اون همه خاطره

عجب رسمیه رسم زمونه
قصه برگ و باد خزونه
 میرن آدما‚ از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا می مونه
کجاست اون کوچه ‚ چی شد اون خونه
 آدماش کجان خدا می دونه
بوته ی یاس باباجون هنوز
 گوشه ی باغچه توی گلدون
عطرش پیچیده تا هفت تا خونه
 خودش کجاهاست خدا می دونه
 میرن آدما ‚ از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا می مونه
تسبیح و مهر بی بی جون هنوز
گوشه ی طاقچه توی ایوونه
 خودش کجاهاست خدا می دونه
 خودش کجاهاست خدا می دونه
میرن آدما از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا می مونه
پرسید زیر لب یکی با حسرت
پرسید زیر لب یکی با حسرت
 از ماها بعد ها چه یادگاری
 می خواد بمونه خدا می دونه
 میرن آدما از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا می مونه
 میرن آدما از اونا فقط
 خاطره هاشون به جا می مونه

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 17:20 توسط یه دوست قدیمی |


سلام حاجی حسین...

منو که یادت میاد حاجی؟ یه دوست قدیمی !

حاجی یادش بخیر اولین باری که اومدم تو وبلاگت ٬ چه وبلاگ با صفایی داشتی

چقدر به دل می نشست ٬ اما رسم روزگاره دیگه ...

یادش بخیر فاطمه بود ٬ اکبر بود ٬ من بودم و تو ...

اما رفت و گذشت ایام بی نگاهی که بوی مهربانی دهد...

وبلاگت را به رسم یادگار برای خودم نگه داشتم !

شاید یه روز...

حالا که دیگه هیچ کس از اون روزا نمونده موندن من اشتباهه...

منم باید برم ... وعده دیدار ما نزدیک است ! شاید همین روزا ...

بعضی وقتها فکر می کنم هر چیزی که بخواهد بشود می شود پس چرا ...شاید نقش هر کسی تنها

نیمی از آنی باشد که قرار است برایش رخ دهد ...شاید نیم دیگر آن از دست تو خارج باشد . و هزاران

شاید دیگر !

سعی می کنم روزای خوبی که داشتم رو حفظش کنم و روزای بد رو هم فراموش ! اگه شد ...

خب دیگه حاجی ٬ منم رفتم ...

آرزومند آرزوهایت...

+ نوشته شده در جمعه هشتم تیر 1386 23:4 توسط یه دوست قدیمی


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1386





    تعداد بازديدها:

Night Skin:طراح قالب
POWERED BY: BLOGFA.COM

RSS